دلنوشته خواب نویسنده روزا نیکی

دل نوشته خواب از روزا نیکی
در ابتدای شب لباس خابم را میپوشم
در خیابان ماهی ها بوق میزنند سوار ماشین یکی از آن خوش پر و باله ها میشوم
رنگش سیاه است و موتور ماشینش صدای موج دارد ، هندزفری میگذارم در گوشم
ماهی شروع به صحبت میکند شبیه همه ماهی ها که دهانشان باز و بسته میشود و نمیشنوم چه میگویند
جاده به نظر طولانی است چون کوه ندارد سر سبزی ندارد
فرصت زیاد داریم برای حرف ....
صبح نزدیک میشود به خورشید میرسیم... ماشین بخار میشود ماهی سیاه در صبح سفید دارد جان میدهد گریه میکنم، حرف میزنم مثل خودش، اما نمیشنود مثل من ...
بلند میشوم ،لباس خواب را در میاورم و شروع به خوابیدن میکنم


نویسنده: روزا نیکی گردآوری: مجله ازمیرتایمز
پربازدیدترین نوشتهها
مقالات و داستان های ترجمه شده از ترکی استانبولی از نویسندگان ترک و نویسندگان ایرانی
کتاب صوتی صبح جادویی
اصلا فرقی نمی کند که اکنون زندگی شما چگونه پیش می ورد، خواه موفق و یا هنوز به دنبال راهی برای رسیدن به کامیابی. اما یک وجه اشتراک بین همه ی انسانها وجود دارد و آن این است که همه می خواهیم خودمان و زندگیمان را بهبود بخشیم، زیرا همه انسان ها با انگیزه درونی شگرفی در جهت رشد و پیشرفت زاده و زندگی می کنند.








